aliazaribalsi

مبارزه با رژیم کثیف آخوندی تا آخرین قطره خون

زن جوان شوهر معتادش را خفه كرد

عصر يكشنبه- 23 خرداد- صاحب يك گاوداري در روستاي كلاته ورامين در تماس با مأموران پليس 110، از جنايتي خانوادگي خبر داد. پس از اين تماس، كارآگاهان جنايي همراه قاضي عباس كوهپايه- بازپرس ويژه قتل ورامين- پس از حضور در محل حادثه، با جسد محمد 36 ساله روبه‌رو شدند كه طنابي دور گردنش گره خورده بود. صاحب گاوداري در تحقيقات بعدي گفت: محمد به عنوان نگهبان گاوداري مشغول به كار بود و همراه خانواده‌اش اينجا زندگي مي‌كردند. امروز متوجه غيبت مرموزش شده و هنگام جابه‌جا كردن علوفه‌ها با جسدش روبه‌رو شدم. وقتي موضوع را به همسرش زهره خبر دادم، او به گريه افتاد و به قتل شوهرش اعتراف كرد. زن 31 ساله پس از دستگيري به اداره آگاهي منتقل شد. او با قبول اتهامش گفت: حدود 8 سال قبل محمد به خواستگاري‌ام آمد. آن موقع مرد لايق و خوش برخوردي بود و زندگي خوبي داشتيم. پس از يك سال هم صاحب دختري شديم اما افسوس كه شادي در زندگي ما دوام زيادي نداشت و شوهرم از طريق دوستان خلافكارش گرفتار اعتياد شد. او در مدت كوتاهي پول‌هايش را خرج اعتياد كرد و زندگي‌مان را با دست خودش نابود كرد. تا اين كه چندي قبل به گاوداري آمده و مشغول كار شديم. شوهرم كه بشدت عصبي شده بود، به خاطر هر موضوع كوچكي درگيري به راه مي‌انداخت به طوري كه ديگر تحمل زندگي در خانه جهنمي را نداشتم. او حتي دخترم را مجبور مي‌كرد برايش سيگار بخرد. چهارشنبه هفته گذشته وقتي دخترم از مغازه برگشت و گفت سيگار گران شده، محمد او را با كابل به باد كتك گرفت. وقتي از دختر هفت ساله‌ام دفاع كردم، مرا نيز بشدت كتك زد. صبح روز بعد به دادگاه رفته و با شكايت از همسرم، درخواست طلاق كردم اما به دليل اين كه آخر هفته بود، رسيدگي به شكايتم به شنبه موكول شد. وقتي به خانه آمدم، شوهرم دوباره مرا تهديد كرد و گفت: نمي‌توانم تقاضاي طلاق دهم و اگر بخواهم به شكايتم ادامه دهم، او پس از طلاق اجازه نمي‌دهد ديگر دخترم را ببينم.

وي ادامه داد: روز حادثه يكي از دوستانم به ديدنم آمده بود كه محمد دوباره به بهانه‌گيري پرداخت و من و دخترم را بشدت كتك زد. در حالي كه ديگر نمي‌توانستم آن شرايط را تحمل كنم، تصميم به قتلش گرفتم. از آنجا كه دوستم قرص خواب مصرف مي‌كرد، از او چند قرص گرفتم و در قهوه حل كردم بعد هم آن را به محمد خوراندم. دقايقي بعد براي سركشي به گاوها از اتاق خارج شد كه در ميان راه روي زمين افتاد. من هم از فرصت استفاده كرده و او را با طناب بسته‌بندي يونجه خفه كردم. جسدش را هم با كمك دوستم در ميان علوفه‌ها مخفي كرديم. ساعتي پس از قتل از كارم پشيمان شده و موضوع را تلفني به خانواده‌ام اطلاع دادم. همان موقع هم صاحب گاوداري جسد را پيدا كرد و همه چيز فاش شد. متهم به قتل در ادامه با دستور قاضي بازپرس شعبه دوم دادسراي ورامين براي بررسي سلامت روحي و رواني به پزشكي قانوني منتقل شد.

Advertisements

اوت 19, 2011 - Posted by | Uncategorized

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: